تبليغاتX
جایی که پیاده رو تموم میشه - آهان....

جایی که پیاده رو تموم میشه

هیچ کس منو تویه این پیاده رو تحویل نمیگیره.

الان ساعت دقیقا ۳ بامداد (همون شب خودمون)هست

من کف کردم بد جوری

خواستم یکی از شعرای خودمو بذارم گفتم آدم یه کم الکی حرف بزنه چیزی نیمیشه که نه؟؟

یه چیزی واسم سوال شده :شما که وبلاگ من رو می خونید چند نفرتون فکر می کنید من عاشقم یا با عاشقا زیاد رفت و آمد دارم؟؟

کلا" شعرای من عشقولانه است؟؟

من تا حالا عاشق نشدم فقط بعضی از آدمای اطرافم رو خییییلی دوست دارم که از یکیشون نا امید شدم و تصمیم گرفتم دیگه زیاد تحویلش نگیرم مثل خودش(دختر فکر بد نکنین قابل توجه دخترا٬ فامیل هم هست)

خوب سوال ها مو جواب بدین مرسی

دیگه جونم واستون بگه که دوستای نزدیکم بهم کادوی ولن دادن ولی من هنوز کادو ندادم ولی میدم

یعنی آماده است فقط هنوز قاب نداره

خوب چرا دعوا می کنی  کف کردم دارم باهاتون صحبت می کنم کفم بخوابه

خوبببببب دیگه صحبت نمی کنم

+نوشته شده در شنبه 27 بهمن1386ساعت3:14توسط sana | |