|
منم روی زمین تنها ترین خاک خدا همه تنم در حسرت یه جای پا جزیره ام جزیره ای که همیشه تو غربتم تنهام نذار ای رهگذر من تشنه ی محبتم تو ندیدی چه غریبه جزیره یه خاک توی آب اسیره همیشه تو هراس مرگ که روزی زیر آب نمیره منم تنها ترین جزیره ی روی زمین تو می دونی درد منو غربت نشین جزیره ای پا بسته ام، شده بمبست دنیای من ای رهگذر از بی کسی،شده مسموم هوای من تو ندیدی چه غریبه جزیره یه خاک توی آب اسیره همیشه تو حراس مرگ که روزی زیر آب نمیره
فاصله یه حرف ساد است بین دیدن و ندیدن بگو صرفه با کدومه شنیدن یا نشنیدن ما می خواستیم از درختا کاغذ و قلم بسازیم بنویسیم تا بمونیم پشت سایه جون نبازیم آینه ها اون جا نبودن تا ببینیم که چه زشتیم رو درخت با نوک خنجر زنده باد درخت نوشتیم زنگ خوش صدای تفریح واسمون زنگ خطر شد همه ی چوبای جنگل دست یه تیغ تبر شد اگه حرفمو شنیدی جنگل و نده به پاییز کاری کن درخت باغچه تن نده به خنجر تیز با جوونه ها یکی شو قد بکش نگو که سخته جنگل تازه به پا کن هر یه آدم یه درخت
از عذاب جاده خسته نرسیده و رسیده آهی از سر رسیدن نکشیده و کشیده غم سر گردونیامو با تو صادقانه گفتم اسمی که اسم شبم بود با توعاشقانه گفتم من سرگردون ساده تو رو صادق میدونستم این برام شکسته اما تو رو عاشق میدونستم تو تمام طول جاده که افق برابرم بود شوق تو راه توشه من، اسم تو همسفرم بود من دل شیشه ای هر جا پر شکستن که شکستم زیر کوه بار غصه پر نشستن که نشستم عشق تو از خاطرم برد که نحیفم و پیاده تو رو فریاد زدمو بز گم شدم تو رگ جاده من سرگردون ساده تو رو صادق میدونستم این برام شکسته اما تو رو عاشق میدونستم نیزه نم باد شرجی وسط دشت تابستون تازیانه های رگبار تو چله زمستون نتونستن ،نتونستن کینه منو بگیرن از من خسته خسته شوق رفتن و بگیرن حالا که رسیدم اینجا پر قصه برا گفتن پر نیاز تو برای آه کشیدن وشنوفتن تو رو با خودم غریبه ازغمم جدامی بینم خودم و پر از ترانه تو رو بی صدا می بینم اون همیشه با محبت برای من دیگه نیستی نگو سادگی به عشق آخه چشمات دیگه نیستی
میدونین
یه اتفاق مهم افتاده من سر یه سه راهی گیر کردم کجا برم؟؟ کمک کنین به خدا ۳ شبه خواب ندارم
کاش نبودم تو این دنیا
را ه عشق مستلزم داشتن همسفری مقاوم و عاشق می باشد چرا که به تنهایی پا به سفر عشق نتوان نهاد . در این سفر من و توها بایستی "ما" شوند. در این مسیر جسمها بایستی تماما" احساس و هیجان شوند،در این راه بایستی شمع و پروانه شد که یکی بسوزد از حرارت عشق و دیگری آب شود از سوختن معشوق خویش،در راه سرزمین عشق رهگزری یافت نمی شود که یاریت دهدو رهنمایت باشد. این راه خطرناک جز "ما"نمی شناسد، جز "ما"نمی خواند و جز "ما" نمی بیند . راه برگشت از این سفر مساویست با بی وفایی،ناکامی،ضعف و نا توانی کسانی که از عشق دم می زنند. مدتهاست که هوای چنین سفر، سفر پر مخاطره ای در سر می پرورانم. شبها در آسمان پر ستاره به دنبال تک ستاره درخشان و تابناکی هستم که هم سفرم در این راه باشد. حال آیا آن تک ستاره زیبا و درخشان می تواند هم سفری مقابل در این راه باشد!!؟ پس به "ما"بگویید برگشت مساویست با......
من کیستم؟چکیده چشمان زندگی مرغی شکسته بال به زندان زندگی من کیستم؟نشان فریاد و آرزو و«ا یوسف رمیده ز کنعان زندگی برگ فتاده ای ز نهال افسانه ها اشک چکیده ای ازسرمژگان زندگی من کیستم؟به پهنه دریای رنج چون کشتی شکسته ز طوفان زندگی یا آتش نهفته به خاکسترسکوت در انتظار خنده عصیان زندگی بگسسته باد رشته های امید من گر بشکنم کتیبه پیمان زندگی
آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست
حق با سکوت بود ، صدا در گلو شکست
دیگر دلم هوای شکستن نمی کند تنها بهانه ی دل ما در گلو شکست
فرصت گذشت و حرف دلم نا تمام ماند نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست
تا آمدم که با تو خداحافظی کنم بغضم امان نداد و خدا...در گلو شکست
ابر مي شوم و بر خود سايه مي افكنم
باد مي شوم وبر خود مي وزم ماه می شوم و بر خود مي درخشم خورشيد مي شوم و بر خود مي تابم فلك مي شوم وهمه را در خود نگه مي دارم اخر خاک می شوم و در خود فرو می روم « بزرگان»
وقتی بچه بودم ، زمین که می خوردم گریه میکردم اما کسی رو نداشتم که صدا بزنم وقتی از مدرسه، میرسیدم خونه کسی رو نداشتم که کیفم رو ازم بگیره ببوستم و یه سفرم غذای گرم جولوم بذاره همیشه با کیف تو ی آشپز خونه می رفتم زیر غدا رو روشن می کردم بعد میرفتم کیفم رو میذاشتم توی اتاق غذا رو می خوردم بعد هم با وجود این که قدم به ظرف شویی نمی رسید ظرفای غذام رو می شستم توی مدرسه دعوا نمی کردم چون می دونستم اگه نوبت دعوای مامانا بشه من کسی رو ندارم که ازم دفاع کنه هر وقت بیرون می رفتم کسی رو نداشتم که نگرانم باشه وقتی دوستامو می دیدم که چه جوری م... م... میکنن دلم می گرفت وقتی می دیدم چه دجوری م... رو بغل می کنن گریم می گرفت واسه دیدن بابام هنوزم که هنوزه باید بهش التماس کنم وقتی احتیاج داشتم که دردو دل کنم یا به آغوش م... پناه ببرم کسی رو نداشتم من همیشه توی زندگیم نیاز به م... رو احساس کردم ولی هیچ وقت از نبودش ناله نکردم من م... نمی شم ندیدم م... باید با بچش چه جوری رفتار کنه (دلم گرفت)
|
About![]()
برای بودنم نیازی به فریاد زدن نیست
Home
|